گرامر زبان آلمانی – قسمت ۲: تشخیص جنسیت اسمها بر اساس معنی
در قسمت قبل با مفهوم اسم در زبان آلمانی (Nomen) و سه جنسیت دستوری مذکر، مؤنث و خنثی آشنا شدیم.
همانطور که گفتیم، هر اسم آلمانی یکی از این سه جنسیت را دارد:
- Maskulinum → مذکر → der
- Femininum → مؤنث → die
- Neutrum → خنثی → das
اما آیا جنسیت اسمها کاملاً تصادفی است؟
خیر.
در بسیاری از موارد، معنی اسم میتواند به ما کمک کند جنسیت آن را حدس بزنیم.
البته این روش همیشه بدون استثنا نیست؛ اما شناخت این الگوها باعث میشود مجبور نباشیم جنسیت تمام اسمها را بهصورت کاملاً جداگانه و تصادفی حفظ کنیم.
جنسیت اسم و معنی آن
برخی از مهمترین الگوها را میتوان به شکل زیر خلاصه کرد:
| جنسیت | گروه اسمها | نمونهها |
|---|---|---|
| مذکر | انسانها و حیوانات نر | der Arzt، der Hahn، der Löwe |
| مذکر | فصلها، ماهها و روزهای هفته | der Sommer، der Januar، der Montag |
| مذکر | بادها و وضعیتهای جوی | der Wind، der Regen، der Schnee |
| مذکر | سنگها و مواد معدنی | der Granit، der Diamant |
| مذکر | نوشیدنیهای الکلی و برخی نوشیدنیهای گیاهی | der Gin، der Wein، der Kaffee |
| مذکر | برندهای خودرو | der BMW، der Audi |
| مذکر | رودخانههای خارج از آلمان | der Nil، der Ganges |
| مذکر | واحدهای پول | der Euro، der Dollar |
| مذکر | کوهها و رشتهکوهها | der Everest، der Himalaja |
| مؤنث | انسانها و حیوانات ماده | die Frau، die Henne |
| مؤنث | هواپیماها، موتورسیکلتها و کشتیها | die Boeing، die Honda |
| مؤنث | رودخانههای آلمانی | die Donau، die Weser |
| مؤنث | نام اعداد | die Eins، die Vier |
| خنثی | انسانها و حیوانات جوان | das Kind، das Baby |
| خنثی | فلزات و عناصر شیمیایی | das Gold، das Eisen |
| خنثی | واحدهای علمی | das Volt، das Watt |
| خنثی | حروف الفبا و نتهای موسیقی | das A، das C |
| خنثی | برخی واژههای دیگر که بهصورت اسم استفاده میشوند | das Kommen، das Blau |
| خنثی | هتلها، کافهها، رستورانها و سینماها | das Hilton |
| خنثی | قارهها، کشورها و شهرها | das alte Europa، das moderne Berlin |
این جدول یک قانون مطلق نیست؛ بلکه مجموعهای از الگوهای مهم و کاربردی است.
حالا هر گروه را دقیقتر بررسی کنیم.
۱.۱.۱ اسمهایی که معمولاً مذکر هستند
الف) افراد و حیوانات نر
اسمهایی که به مردان یا حیوانات نر اشاره میکنند، معمولاً مذکر هستند.
مثلاً:
der Arzt
پزشک مرد
der Ingenieur
مهندس مرد
der König
پادشاه
der Student
دانشجوی مرد
der Vater
پدر
برای حیوانات نیز:
der Bock
بز نر
der Eber
گراز نر
der Hahn
خروس
بنابراین یکی از سادهترین الگوها این است:
موجود مذکر → معمولاً der
اما این قانون یک استثنای مهم دارد.
نکته مهم درباره پسوندهای -chen و -lein
اسمهایی که با پسوندهای کوچککننده -chen و -lein ساخته میشوند، همیشه خنثی هستند؛ حتی اگر به یک فرد مذکر اشاره کنند.
مثلاً:
das Büblein
پسرک
das Karlchen
کارل کوچولو
das Kerlchen
مردک / شخص کوچک
پس جنسیت طبیعی یک شخص همیشه با جنسیت دستوری اسم یکسان نیست.
ب) فصلها، ماهها و روزهای هفته
نام فصلها، ماهها و روزهای هفته معمولاً مذکر هستند.
فصلها
der Frühling
بهار
der Sommer
تابستان
der Herbst
پاییز
ماهها
der Januar
ژانویه
der Mai
مه
روزهای هفته
der Mittwoch
چهارشنبه
der Sonnabend
شنبه
بنابراین میتوان یک الگوی بسیار کاربردی را به خاطر سپرد:
فصلها + ماهها + روزهای هفته → der
مثلاً:
Der Sommer ist warm.
تابستان گرم است.
Der Januar ist kalt.
ژانویه سرد است.
استثناهای مهم
چند واژه مرتبط با زمان جنسیت دیگری دارند:
die Nacht — شب
die Woche — هفته
das Jahr — سال
بنابراین نباید همه واژههای مربوط به زمان را صرفاً با یک قاعده واحد یاد گرفت.
اسمهای مرکب
در اسمهای مرکب، جنسیت معمولاً از آخرین جزء اصلی کلمه گرفته میشود.
مثلاً:
das Frühjahr
اوایل بهار / فصل بهار
کلمه Jahr خنثی است و به همین دلیل Frühjahr نیز خنثی است.
همچنین:
die Jahreszeit
فصل
چون جزء پایانی آن Zeit است و die Zeit مؤنث است، کل کلمه نیز مؤنث است.
این قانون برای اسمهای مرکب آلمانی بسیار مهم است و در قسمتهای بعدی بیشتر به آن میپردازیم.
ج) جهتهای جغرافیایی، بادها و وضعیت آبوهوا
جهتهای اصلی جغرافیایی در زبان آلمانی مذکر هستند:
der Norden — شمال
der Osten — شرق
der Süden — جنوب
der Westen — غرب
همچنین بسیاری از واژههای مربوط به باد و وضعیت آبوهوا مذکر هستند:
der Föhn — باد گرم و خشک آلپی
der Passat — باد بسامان / باد تجاری
der Taifun — توفان تایفون
der Wind — باد
و:
der Frost — یخبندان
der Hagel — تگرگ
der Nebel — مه
der Regen — باران
der Schnee — برف
der Sturm — طوفان
der Tau — شبنم
بنابراین بسیاری از واژههای مرتبط با آبوهوا را میتوان با der دید.
چند استثنای مهم
اما اینجا هم استثنا داریم:
die Brise — نسیم
das Eis — یخ
das Gewitter — رعدوبرق / توفان همراه با رعدوبرق
die Graupel — تگرگ دانهریز
das Wetter — آبوهوا
die Witterung — شرایط جوی
پس بهتر است این موارد را بهعنوان واژههای استثنایی جداگانه یاد بگیریم.
د) سنگها و مواد معدنی
بسیاری از نامهای سنگها و مواد معدنی مذکر هستند:
der Diamant — الماس
der Granit — گرانیت
der Lehm — خاک رس
der Quarz — کوارتز
der Ton — رس
استثناها
چند واژه مهم جنسیت دیگری دارند:
das Erz — سنگ معدن
die Kohle — زغالسنگ
die Kreide — گچ
das Mineral — ماده معدنی
هـ) نوشیدنیهای الکلی و نوشیدنیهای گیاهی
بسیاری از نوشیدنیهای الکلی در زبان آلمانی مذکر هستند:
der Cocktail — کوکتل
der Gin — جین
der Kirsch — نوعی نوشیدنی الکلی گیلاسی
der Schnaps — مشروب تقطیری
der Wein — شراب
der Wodka — ودکا
برخی نوشیدنیهای گیاهی یا تهیهشده از گیاهان نیز مذکر هستند:
der Kakao — کاکائو
der Kaffee — قهوه
der Most — شیره / نوشیدنی حاصل از میوه
der Saft — آبمیوه
der Tee — چای
اما یک استثنای بسیار مهم:
das Bier — آبجو
بنابراین نباید تصور کرد که همه نوشیدنیها مذکر هستند.
و) برندهای خودرو
نام بسیاری از برندها یا مدلهای خودرو با جنسیت مذکر استفاده میشود:
der Audi
der BMW
der Citroën
der Polo
der Rolls-Royce
der Trabant
اما در اینجا یک نکته جالب وجود دارد.
BMW میتواند با دو جنسیت دیده شود، بسته به اینکه درباره چه چیزی صحبت میکنیم:
der BMW
خودروی BMW
اما:
die BMW
موتورسیکلت BMW
دلیل این تفاوت این است که در حالت دوم، واژه Motorrad یا مفهوم موتورسیکلت در پسزمینه قرار دارد و کاربرد جنسیت متفاوت میشود.
ز) رودخانههای خارج از آلمان
نام بسیاری از رودخانههای خارج از آلمان مذکر هستند.
برای مثال:
der Ganges — رود گنگ
der Jordan — رود اردن
der Kongo — رود کنگو
der Mississippi — رود میسیسیپی
der Nil — رود نیل
der Po — رود پو
der Shannon — رود شانون
der Severn — رود سورن
اما یک الگوی مهم وجود دارد:
رودخانههایی که نامشان به -a یا -e ختم میشود، اغلب مؤنث هستند.
مثلاً:
die Seine — رود سن
die Themse — رود تیمز
die Wolga — رود ولگا
همچنین:
die Liffey
بنابراین هنگام یادگیری نام رودخانهها، پایان نام نیز میتواند سرنخ خوبی برای تشخیص جنسیت باشد.
ح) واحدهای پول
نام بسیاری از واحدهای پول مذکر هستند:
der Cent — سنت
der Dollar — دلار
der Euro — یورو
der Franken — فرانک
der Pfennig — پفنیگ
der Rappen — راپن
der Schilling — شیلینگ
اما دو استثنای معروف:
die Mark — مارک
das Pfund — پوند
بنابراین:
ein Euro
اما:
eine Mark
و:
ein Pfund
ط) کوهها و رشتهکوهها
نام بسیاری از کوهها و رشتهکوهها مذکر هستند.
کوهها
der Ätna — اتنا
der Brocken — بروکن
der Montblanc — مونبلان
der Mount Everest — اورست
der Säntis — زانتيس
رشتهکوهها
der Balkan — بالکان
der Harz — هارتس
der Himalaja — هیمالیا
der Jura — ژورا
der Spessart — اشپِسارت
der Taunus — تاونوس
البته استثناهایی نیز وجود دارند.
برای مثال:
das Erzgebirge
das Matterhorn
die Zugspitze
و برخی نامهای جغرافیایی مانند:
die Eifel
die Haardt
die Rhön
die Sierra Nevada
بنابراین این قاعده نیز یک الگوی عمومی است، نه قانونی بدون استثنا.
۱.۱.۲ اسمهایی که معمولاً مؤنث هستند
الف) افراد و حیوانات ماده
اسمهایی که به زنان یا حیوانات ماده اشاره میکنند، معمولاً مؤنث هستند.
مثلاً:
die Frau — زن
die Gans — غاز ماده
die Henne — مرغ
die Köchin — آشپز زن
die Kuh — گاو ماده
die Mutter — مادر
die Sau — خوک ماده
die Tante — عمه / خاله
اما چند استثنای مهم وجود دارد:
das Weib — زن / همسر زن، با کاربرد قدیمی یا تحقیرآمیز
das Fräulein — دوشیزه / خانم جوان، کاربرد قدیمی
das Mädchen — دختر
چرا Mädchen با اینکه به یک دختر اشاره میکند، خنثی است؟
چون با پسوند -chen ساخته شده است.
همانطور که گفتیم:
تمام اسمهای دارای -chen و -lein از نظر دستوری خنثی هستند.
ب) هواپیماها، موتورسیکلتها و کشتیها
نام بسیاری از هواپیماها، موتورسیکلتها و کشتیها مؤنث هستند.
هواپیما
die Boeing
die Cessna
die Tu-154
موتورسیکلت
die BMW
die Honda
همانطور که در بخش خودرو دیدیم:
der BMW = خودروی BMW
اما:
die BMW = موتورسیکلت BMW
کشتیها
die „Bismarck“
die „Bremen“
بنابراین در بسیاری از موارد برای نام وسایل نقلیه میتوان die را مشاهده کرد.
اما باز هم استثنا داریم
برخی نامها جنسیت واژه اصلی خود را حفظ میکنند.
مثلاً:
der Airbus
der Storch
و:
der „Albatros“
das „Möwchen“
پس در اینجا نیز باید به واژه پایه و ساختار نام توجه کرد.
ج) رودخانههای آلمانی
نام رودخانههای بومی آلمان معمولاً مؤنث هستند.
این قاعده شامل برخی رودخانههایی نیز میشود که امروزه در قلمرو آلمان، اتریش یا سوئیس قرار ندارند، اما از نظر تاریخی در حوزه رودخانههای آلمانی قرار میگیرند.
مثلاً:
die Donau — دانوب
die Elbe — البه
die Ems
die Fulda
die Isar
die Lahn
die Maas
die Memel
die Mosel
die Neiße
die Oder
die Ruhr
die Saale
die Spree
die Weichsel
die Weser
اما چند رودخانه مهم استثنا هستند:
der Inn
der Lech
der Main
der Neckar
der Rhein
پس یک نکته کاربردی:
بسیاری از رودخانههای آلمان → die
اما برخی رودخانههای معروف مانند Rhein → der هستند.
د) نام اعداد
وقتی نام یک عدد بهعنوان اسم استفاده شود، معمولاً مؤنث است.
مثلاً:
die Eins — عدد یک
die Vier — عدد چهار
die Tausend — هزار
die Million — میلیون
die Milliarde — میلیارد
مثلاً:
Die Eins ist meine Glückszahl.
یک عدد مورد علاقه / عدد شانس من است.
در اینجا Eins خودِ نام عدد است و مانند یک اسم مؤنث رفتار میکند.
یک نکته مهم
وقتی برخی اعداد در قالب بیان مقدار یا تعداد استفاده میشوند، ممکن است جنسیت متفاوتی داشته باشند.
مثلاً:
das Dutzend — دوجین
das Hundert — صد / یکصدتایی
das Tausend — هزار / یکهزارتایی
پس باید میان نام عدد و کاربرد عدد بهعنوان بیان مقدار تفاوت قائل شویم.
۱.۱.۳ اسمهایی که معمولاً خنثی هستند
الف) انسانها و حیوانات جوان
اسمهایی که به انسانها یا حیوانات جوان اشاره میکنند، در بسیاری از موارد خنثی هستند.
مثلاً:
das Baby — نوزاد
das Ferkel — بچهخوک
das Fohlen — کره اسب
das Junge — بچه حیوان
das Kalb — گوساله
das Kind — کودک
das Lamm — بره
مثلاً:
Das Kind spielt.
کودک بازی میکند.
نکته مهم این است که Kind از نظر دستوری خنثی است:
das Kind
حتی اگر درباره یک دختر صحبت کنیم:
Das Mädchen ist hier.
دختر اینجاست.
در اینجا Mädchen نیز به دلیل پسوند -chen خنثی است.
ب) فلزات و عناصر شیمیایی
بسیاری از فلزات و عناصر شیمیایی در زبان آلمانی خنثی هستند.
مثلاً:
das Blei — سرب
das Eisen — آهن
das Gold — طلا
das Kobalt — کبالت
das Kupfer — مس
das Messing — برنج
das Uran — اورانیوم
das Zinn — قلع
اما چند استثنای مهم وجود دارد:
die Bronze — برنز
der Phosphor — فسفر
der Schwefel — گوگرد
der Stahl — فولاد
بنابراین حتی در گروه فلزات و مواد شیمیایی نیز باید چند واژه استثنایی را جداگانه یاد گرفت.
ج) واحدهای علمی
نام بسیاری از واحدها و اصطلاحات علمی خنثی هستند:
das Ampere — آمپر
das Atom — اتم
das Elektron — الکترون
das Molekül — مولکول
das Pfund — پوند
das Volt — ولت
das Watt — وات
مثلاً:
Das Watt ist eine Einheit der Leistung.
وات یک واحد توان است.
Liter و Meter
دو واژه Liter و Meter میتوانند در کاربردهای مختلف مذکر یا خنثی باشند.
بنابراین این دو را بهتر است بهصورت جداگانه یاد بگیریم.
د) حروف الفبا و نتهای موسیقی
وقتی درباره یک حرف الفبا صحبت میکنیم، حرف معمولاً خنثی است.
مثلاً:
das A
das Ypsilon
همچنین:
ein großes D
یک D بزرگ
در موسیقی نیز نام نتها میتواند خنثی باشد:
das hohe C
نت دوی بالا
das Cis
das Ges
نکته درباره کاربرد سوئیسی
در کاربرد زبان آلمانی در سوئیس، حروف ممکن است به شکل متفاوتی استفاده شوند و مثلاً:
der A
نیز دیده میشود.
پس اینجا تفاوتهای منطقهای زبان آلمانی هم میتواند اهمیت داشته باشد.
هـ) واژههای دیگری که بهصورت اسم استفاده میشوند
یکی از نکات بسیار مهم در گرامر آلمانی این است که هر واژهای که بهعنوان اسم استفاده شود، لزوماً یک اسم معمولی نیست.
برای مثال، مصدر فعل میتواند بهعنوان اسم استفاده شود.
همچنین رنگها، زبانها و برخی واژههای انگلیسی نیز ممکن است به شکل اسم وارد جمله شوند.
این موارد معمولاً خنثی هستند.
مثلاً:
das Kommen
آمدن
از فعل:
kommen
آمدن
اسم ساخته شده است.
مثال دیگر:
das Blau des Himmels
آبیِ آسمان
در اینجا Blau که در اصل یک صفت/نام رنگ است، بهصورت اسم استفاده شده است.
همچنین:
das vertraute Du
«تو»ی صمیمانه / خطاب صمیمانه با Du
و:
das Inkrafttreten
لازمالاجرا شدن
das Jenseits
جهان پس از مرگ / آخرت
das Kommen
آمدن
sein ewiges Nein
«نه» همیشگی او
زبانها نیز در چنین کاربردی خنثی هستند:
das moderne Spanisch
زبان اسپانیاییِ امروزی
واژههای انگلیسی نیز میتوانند چنین کاربردی داشته باشند:
das Doping
das Meeting
نکته آموزشی مهم
این موضوع یکی از ویژگیهای بسیار جالب زبان آلمانی است: مصدر را میتوان مانند اسم به کار برد.
مثلاً:
Rauchen ist verboten.
سیگار کشیدن ممنوع است.
در اینجا Rauchen از فعل rauchen ساخته شده و بهعنوان اسم استفاده شده است؛ به همین دلیل با حرف بزرگ نوشته میشود.
و) هتلها، کافهها، رستورانها و سینماها
نام بسیاری از هتلها، کافهها، رستورانها و سینماها با das استفاده میشوند.
مثلاً:
das Hilton
das „Kranzler“
das „Roxy“
بنابراین در زبان آلمانی ممکن است نام یک مکان تجاری که در اصل نام خاص است، در جمله با das ظاهر شود.
ز) قارهها، کشورها، استانها و شهرها
بسیاری از نامهای قارهها، کشورها، مناطق و شهرها در زبان آلمانی خنثی در نظر گرفته میشوند، مخصوصاً زمانی که همراه با صفت یا ساختار توصیفی به کار بروند.
مثلاً:
das gärende Afrika
آفریقای در حال جوشش / متلاطم
das viktorianische England
انگلستانِ دوره ویکتوریایی
das alte Bayern
بایرن قدیم
das zerstörte Frankfurt
فرانکفورتِ ویرانشده
das historische Neustadt
نوشتات تاریخی
این موضوع ممکن است در ابتدا عجیب به نظر برسد، مخصوصاً چون مثلاً:
die Stadt
شهر
مؤنث است.
اما جنسیت Neustadt را نمیتوان صرفاً از جنسیت Stadt نتیجه گرفت؛ ساختار و کاربرد نام خاص اهمیت دارد.
استثناهای مهم در نام مکانها
برخی نامهای جغرافیایی مؤنث هستند:
die Arktis — قطب شمال
die Antarktis — قطب جنوب
die Lausitz
die Pfalz
die Schweiz — سوئیس
همچنین برخی نامهایی که به -a، -e، -ei و -ie ختم میشوند، معمولاً مؤنث هستند.
مثلاً:
die Riviera
die Bretagne
die Türkei — ترکیه
die Normandie
اما در اینجا نیز استثناهایی وجود دارد؛ مثلاً:
das Afrika
das China
بنابراین پایان واژه میتواند سرنخ بدهد، اما نباید آن را یک قانون مطلق بدانیم.
کشورهای مذکر
تعداد محدودی از نام کشورها معمولاً مذکر هستند و اغلب با حرف تعریف معین نیز استفاده میشوند.
مثلاً:
der Irak — عراق
der Iran — ایران
der Jemen — یمن
der Kongo — کنگو
der Libanon — لبنان
der Sudan — سودان
این گروه را بهتر است بهصورت واژگان خاص یاد بگیریم.
۱.۱.۴ جنسیت اسمهای مربوط به انسانها و حیوانات؛ موارد خاص
تا اینجا گفتیم اسمهایی که به انسانها و حیوانات نر اشاره میکنند معمولاً مذکر و اسمهای مربوط به مادهها معمولاً مؤنث هستند.
اما در کاربرد واقعی زبان، موارد پیچیدهتری نیز وجود دارد.
الف) مشاغل، حرفهها و ملیتها
در بسیاری از نامهای مربوط به شغل، حرفه یا ملیت، شکل پایه معمولاً مذکر است و میتوان با افزودن پسوند -in شکل مؤنث ساخت.
مثلاً:
der Engländer → die Engländerin
مرد انگلیسی → زن انگلیسی
der Lehrer → die Lehrerin
معلم مرد → معلم زن
der Koch → die Köchin
آشپز مرد → آشپز زن
der Türke → die Türkin
مرد ترک → زن ترک
بنابراین یکی از مهمترین الگوها:
شکل مذکر + -in → شکل مؤنث
مثلاً:
der Student → die Studentin
der Professor → die Professorin
der Arzt → die Ärztin
تغییر -mann به -frau
در برخی واژهها نیز شکل مؤنث با جایگزین کردن -mann با -frau ساخته میشود.
مثلاً:
der Kaufmann → die Kauffrau
بازرگان مرد → بازرگان زن
der Milchmann → die Milchfrau
شیرفروش مرد → شیرفروش زن
der Amtmann → die Amtfrau
مأمور/کارمند اداری مرد → مأمور/کارمند اداری زن
شکل Amtmännin امروزه قدیمی محسوب میشود.
استفاده از شکل مؤنث برای زنان
وقتی مشخص است که درباره یک زن صحبت میکنیم، شکل مؤنث معمولاً استفاده میشود.
مثلاً:
Sie gilt als die beste Kundin von unserem Geschäft.
او بهترین مشتری فروشگاه ما محسوب میشود.
Kundin شکل مؤنث Kunde است.
مثال دیگر:
Heute Abend habe ich deine Freundin Anna gesehen.
امشب دوستت آنا را دیدم.
در اینجا Freundin نشان میدهد که درباره یک زن صحبت میکنیم.
آیا همیشه باید -in را استفاده کنیم؟
در زبان آلمانی امروزی، استفاده از شکل مؤنث در بعضی موقعیتها میتواند به زمینه، سبک گفتار و ترجیح گوینده بستگی داشته باشد.
استفاده از شکل مذکر برای اشاره عمومی به زنان یا زنان و مردان، در بعضی موقعیتها هنوز دیده میشود؛ اما در زبان معاصر آلمانی، استفاده از شکل مؤنث در موارد مشخص بسیار رایج و معمول است.
مثلاً اگر مشخصاً درباره یک معلم زن صحبت کنیم:
Die neue Lehrerin scheint sehr beliebt zu sein.
به نظر میرسد معلم جدید بسیار محبوب است.
گفتن:
Der neue Lehrer
وقتی مشخصاً درباره یک زن صحبت میکنیم، طبیعی نیست.
وقتی قبلاً درباره یک زن صحبت کردهایم
اگر یک زن قبلاً در جمله یا متن معرفی شده باشد، معمولاً برای اشاره دوباره به او از شکل مؤنث استفاده میشود.
مثلاً:
Meine beiden Schwestern sind Ärztinnen.
هر دو خواهر من پزشک هستند.
اینجا Ärztinnen شکل جمع مؤنث است.
مثال دیگر:
Hanne Frisch, die Ärztin, die ihn behandelt hatte ...
هانه فریش، پزشکی که او را درمان کرده بود...
همچنین:
Sie wurde die erste Professorin an einer deutschen Universität.
او نخستین استاد زن در یک دانشگاه آلمانی شد.
استفاده عمومی از شکل مذکر
با این حال، در زبان آلمانی شکل مذکر گاهی برای اشاره کلی به افراد، بدون مشخص کردن جنسیت، نیز استفاده میشود.
این کاربرد بهخصوص در بعضی عنوانهای شغلی، حرفههای جدیدتر و موقعیتهایی که خود حرفه مورد تأکید است دیده میشود.
مثلاً:
Sie ist Ingenieur.
او مهندس است.
Sie ist Informatiker.
او متخصص فناوری اطلاعات است.
در بعضی ساختارها، مخصوصاً بعد از فعل sein، چنین کاربردی ممکن است شنیده شود.
اما استفاده از شکل مؤنث در عنوانهای رسمی نیز امروزه بسیار رایج است.
برای مثال:
Frau Bundeskanzlerin
یعنی:
خانم صدراعظم
وقتی شکل مؤنث وجود دارد، استفاده از آن اهمیت بیشتری دارد
در برخی عنوانها، اگر واژه Frau حذف شود، شکل مؤنث معمولاً مورد استفاده قرار میگیرد.
مثلاً:
Bundespräsidentin der Schweiz
رئیسجمهور زن سوئیس
یا:
Ute Hartmann ist Professorin für Neuere Deutsche Literatur.
اوته هارتمن استاد ادبیات جدید آلمان است.
آگهیهای استخدامی
در آلمانی امروزی، در آگهیهای شغلی ممکن است شکل مذکر و مؤنث هر دو نوشته شوند.
مثلاً:
Wir suchen ab sofort eine(n) Musiklehrer(in).
یعنی:
ما از همین حالا به دنبال یک معلم موسیقی هستیم.
یا:
Wir brauchen eine/n Mitarbeiter/in für Gemeinde und Jugendarbeit.
یعنی:
ما به یک نیروی کار برای فعالیتهای اجتماعی و جوانان نیاز داریم.
در نوشتارهای اداری، شکلهای فشردهای مانند Mitarbeiter/in یا Mitarbeiter:in نیز در آلمانی معاصر دیده میشوند.
وقتی شکل مؤنث وجود ندارد
گاهی برای یک اسم، شکل مؤنث رایج یا مستقلی وجود ندارد. در این شرایط، شکل مذکر ممکن است حتی برای یک زن نیز استفاده شود.
مثلاً:
der Säugling hieß Anna.
نوزاد نامش آنا بود.
یا:
der Teenager war schwanger.
نوجوان باردار بود.
در اینجا جنسیت دستوری اسم الزاماً با جنسیت طبیعی فرد مطابقت ندارد.
جنسیت دستوری همیشه با جنسیت طبیعی یکی نیست
این نکته یکی از مهمترین موضوعات این بخش است.
در زبان آلمانی ممکن است یک اسم از نظر دستوری مذکر باشد، اما به یک زن اشاره کند؛ یا خنثی باشد، اما به یک انسان اشاره کند.
بنابراین باید میان دو مفهوم تفاوت بگذاریم:
جنسیت طبیعی (natural gender)
جنسیت واقعی فرد یا حیوان
جنسیت دستوری (grammatical gender)
جنسیتی که زبان آلمانی برای خود اسم تعیین کرده است.
این دو همیشه با هم یکسان نیستند.
ب) جنسیت حیوانات
نام گونههای جانوری در زبان آلمانی میتواند هر سه جنسیت را داشته باشد.
مثلاً:
der Fisch — ماهی
die Ratte — موش صحرایی
das Pferd — اسب
بنابراین از روی اینکه یک واژه به حیوان اشاره میکند، نمیتوان همیشه جنسیت آن را پیشبینی کرد.
حیوانات دارای شکل مذکر و مؤنث جداگانه
برای بسیاری از حیوانات اهلی یا شناختهشده، واژه جداگانهای برای نر و ماده وجود دارد.
مثلاً:
der Fuchs → die Füchsin
روباه نر → روباه ماده
der Gänserich → die Gans
غاز نر → غاز ماده
der Hahn → die Henne
خروس → مرغ
der Kater → die Katze
گربه نر → گربه
این تفاوتها در واژگان آلمانی اهمیت زیادی دارند.
ج) وقتی جنسیت حیوان مشخص نیست
در بسیاری از موارد، یک واژه برای نامیدن کل گونه استفاده میشود و فقط زمانی که جنسیت حیوان اهمیت داشته باشد، از واژه مشخص برای نر یا ماده استفاده میکنیم.
مثلاً:
der Fuchs
میتواند بهطور کلی به روباه بهعنوان یک گونه اشاره کند و لزوماً تأکید روی جنسیت حیوان ندارد.
اگر لازم باشد مشخص کنیم حیوان نر یا ماده است، میتوان از:
das Männchen
نر
و:
das Weibchen
ماده
استفاده کرد.
مثلاً:
das Zebramännchen
گورخر نر
das Froschweibchen
قورباغه ماده
نکته جالب اینکه خود Männchen و Weibchen خنثی هستند، زیرا هر دو با پسوند -chen ساخته شدهاند.
د) جنسیتهای غیرعادی در نام انسانها
برخی اسمهایی که برای انسانها به کار میروند، جنسیت دستوریای دارند که ممکن است برای زبانآموز عجیب باشد.
مثلاً:
die Geisel — گروگان
das Genie — نابغه
das Haupt — سر / رئیس
das Individuum — فرد
das Mannequin — مانکن
das Mitglied — عضو
das Mündel — شخص تحت سرپرستی قانونی
die Person — شخص
die Wache — نگهبان
die Waise — یتیم
و:
das Weib — زن / همسر زن
واژه Weib امروزه کاربردی قدیمی یا در برخی بافتها تحقیرآمیز دارد و در زبان روزمره برای اشاره محترمانه به یک زن استفاده نمیشود.
یک قانون بسیار مهم: -chen و -lein
یکی از کاربردیترین نکاتی که باید از این بخش یاد بگیریم این است:
تمام اسمهایی که با -chen یا -lein ساخته شدهاند، از نظر دستوری خنثی هستند.
فرقی نمیکند اسم درباره یک مرد، زن، کودک یا حیوان صحبت کند.
مثلاً:
das Bübchen
پسرک
das Fräulein
دوشیزه / خانم جوان، با کاربرد قدیمی
das Karlchen
کارل کوچولو
بنابراین:
-chen → das
-lein → das
این قانون آنقدر مهم است که ارزش دارد از همین حالا آن را بهعنوان یکی از الگوهای اصلی جنسیت اسمها به خاطر بسپارید.
یک نکته مهم درباره واژه «یتیم»
واژه:
die Waise
به معنی:
یتیم
است و از نظر دستوری مؤنث است، حتی اگر فردی که به او اشاره میشود پسر باشد.
مثلاً:
Er ist eine Waise.
او یک یتیم است.
میبینیم که برای یک مرد نیز از eine Waise استفاده میکنیم، زیرا جنسیت دستوری واژه Waise مؤنث است.
این مثال بهخوبی نشان میدهد که:
جنسیت دستوری اسم ≠ جنسیت طبیعی فرد
جمعبندی قسمت دوم
در این قسمت دیدیم که معنی اسم میتواند سرنخ بسیار خوبی برای تشخیص جنسیت آن باشد.
بهطور خلاصه:
اسمهای مذکر — der
اغلب شامل:
- مردان و حیوانات نر
- فصلها
- ماهها
- روزهای هفته
- جهتهای اصلی
- بسیاری از بادها و پدیدههای جوی
- بسیاری از سنگها و مواد معدنی
- بسیاری از نوشیدنیها
- برندهای خودرو
- بسیاری از رودخانههای خارج از آلمان
- بسیاری از واحدهای پول
- کوهها و رشتهکوهها
اسمهای مؤنث — die
اغلب شامل:
- زنان و حیوانات ماده
- بسیاری از هواپیماها
- موتورسیکلتها
- کشتیها
- بسیاری از رودخانههای آلمانی
- نام اعداد
اسمهای خنثی — das
اغلب شامل:
- انسانها و حیوانات جوان
- بسیاری از فلزات و عناصر
- واحدهای علمی
- حروف الفبا
- نتهای موسیقی
- مصدرها و واژههایی که به شکل اسم استفاده میشوند
- نام بسیاری از هتلها، کافهها، رستورانها و سینماها
- بسیاری از نامهای قارهها، کشورها و شهرها
و از همه مهمتر:
اسمهایی که به -chen و -lein ختم میشوند، خنثی هستند.
آیا باید این قوانین را حفظ کنیم؟
نه به این شکل که تمام جدول را یکجا حفظ کنید.
بهترین روش این است که هنگام یادگیری هر واژه، اسم را همراه با حرف تعریف آن یاد بگیرید.
مثلاً به جای:
Tisch = میز
یاد بگیرید:
der Tisch
و به جای:
Mädchen = دختر
یاد بگیرید:
das Mädchen
همچنین وقتی یک الگوی جدید یاد میگیرید، آن را برای چندین واژه به کار ببرید.
مثلاً:
der Montag
der Dienstag
der Mittwoch
بعد متوجه میشوید که روزهای هفته یک الگوی مشترک دارند.
این روش باعث میشود جنسیت اسمها بهجای حفظ کردن صدها مورد بهصورت تصادفی، به شکل یک سیستم قابل پیشبینیتر در ذهن شما شکل بگیرد.
برای تمرین و مرور واژگان آلمانی نیز میتوانید از AiWort استفاده کنید تا واژهها را همراه با مرور فاصلهدار تمرین کنید.
دیدگاهها (۰)
دیدگاه خود را بنویسید