گرامر زبان آلمانی – قسمت ۳: تشخیص جنسیت اسم‌ها از روی پسوند و شکل کلمه

در قسمت ۲ دیدیم که معنی یک اسم می‌تواند به ما کمک کند جنسیت دستوری آن را تشخیص دهیم. برای مثال، بسیاری از نام‌های مردان مذکر و بسیاری از نام‌های زنان مؤنث هستند.

اما تنها معنی اسم نیست که به ما سرنخ می‌دهد.

شکل ظاهری اسم، به‌خصوص پایان یا پسوند آن، نیز در بسیاری از موارد جنسیت اسم را مشخص می‌کند.

البته این الگوها همیشه صددرصدی نیستند و استثناهایی وجود دارند. بنابراین بهتر است آنها را به‌عنوان نشانه‌های قوی یاد بگیریم، نه قوانین بدون استثنا.


پسوندهای مهم و جنسیت آنها

مهم‌ترین الگوها را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد:

اسم‌های مذکر

پسوند مثال
-ant der Konsonant
-ast der Kontrast
-ich der Teppich
-ig der Essig
-ismus der Sozialismus
-ling der Liebling
-or der Motor
-us der Rhythmus

اسم‌های مؤنث

پسوند مثال
-a die Pizza
-in die Freundin
-anz / -enz die Eleganz
-schaft die Herrschaft
-ei die Bücherei
-sion / -tion die Explosion
-heit / -keit die Krankheit
-tät die Universität
-ie die Biologie
-ung die Bedeutung
-ik die Panik
-ur die Natur

اسم‌های خنثی

پسوند مثال
-chen das Mädchen
-lein das Büchlein
-tel das Viertel
-tum das Eigentum
-ma das Drama
-ment das Appartement
-um das Album
-il das Ventil
-it das Dynamit

حالا هرکدام را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.


۱.۱.۵ شکل برخی اسم‌ها نشان می‌دهد که مذکر هستند

الف) اسم‌هایی با پسوندهای مشخص

اسم‌هایی که به پایان‌های زیر ختم می‌شوند، معمولاً مذکر هستند:

‎-ant

der Konsonant
حرف بی‌صدا / صامت

‎-ast

der Kontrast
تضاد

‎-ich

der Teppich
فرش

‎-ig

der Essig
سرکه

‎-ismus

der Idealismus
آرمان‌گرایی

der Sozialismus
سوسیالیسم

‎-ling

der Feigling
ترسو

der Liebling
محبوب

‎-or

der Motor
موتور

‎-us

der Rhythmus
ریتم

بنابراین اگر با اسم جدیدی روبه‌رو شدید که یکی از این پایان‌ها را دارد، احتمال مذکر بودن آن زیاد است.

چند استثنای مهم

البته چند واژه رایج برخلاف این الگو هستند:

das Labor — آزمایشگاه

das Genus — جنسیت دستوری

das Tempus — زمان دستوری فعل

بنابراین حتی پسوندهای بسیار قوی نیز همیشه بدون استثنا نیستند.


ب) اسم‌های ساخته‌شده از افعال قوی بدون پسوند

برخی اسم‌ها از افعال قوی (Strong Verbs) ساخته می‌شوند و بدون اضافه شدن یک پسوند مشخص به شکل اسم درمی‌آیند. این اسم‌ها معمولاً مذکر هستند.

مثلاً:

der Betrieb
فعالیت / کسب‌وکار / واحد کاری

der Biss
گازگرفتگی / نیش

der Fall
مورد / سقوط

der Gang
رفت‌وآمد / مسیر / راهرو

der Sprung
پرش

der Wurf
پرتاب

استثناهای مهم

چند اسم رایج از این الگو پیروی نمی‌کنند:

das Band — نوار / بند

das Grab — قبر

das Land — سرزمین

das Maß — اندازه

das Schloss — قصر / قفل

das Verbot — ممنوعیت

بنابراین هنگام یادگیری این گروه نیز بهتر است خود واژه را همراه با حرف تعریفش یاد بگیرید.


۱.۱.۶ شکل برخی اسم‌ها نشان می‌دهد که مؤنث هستند

الف) اسم‌هایی با پسوندهای مؤنث

یکی از مهم‌ترین بخش‌های یادگیری جنسیت اسم‌ها، شناخت پسوندهایی است که تقریباً همیشه یا اغلب با die همراه هستند.

‎-a

die Villa
ویلا

‎-ik

die Panik
وحشت / هراس

‎-tion

die Revolution
انقلاب

‎-anz

die Eleganz
ظرافت / شیک‌بودن

‎-in

die Freundin
دوست دختر / دوست مؤنث

‎-tät

die Universität
دانشگاه

‎-ei

die Bücherei
کتابخانه

‎-keit

die Heiterkeit
شادمانی

‎-ung

die Bedeutung
معنی / اهمیت

‎-enz

die Existenz
وجود

‎-schaft

die Botschaft
پیام / سفارت، بسته به معنی

‎-heit

die Gesundheit
سلامتی

‎-sion

die Explosion
انفجار

‎-ie

die Biologie
زیست‌شناسی

‎-sis

die Basis
پایه / مبنا

‎-ur

die Natur
طبیعت

بنابراین چند پسوند بسیار مهم را می‌توان به‌عنوان یک گروه ویژه در ذهن نگه داشت:

-heit، -keit، -ung، -schaft، -ei، -tion، -sion، -tät، -ik، -ie، -ur → معمولاً die

این الگوها برای زبان‌آموزان بسیار ارزشمند هستند، زیرا با دیدن یک واژه جدید می‌توانند جنسیت آن را با احتمال بالایی حدس بزنند.


چند استثنای مهم

در این گروه نیز استثناهایی وجود دارد.

برخی واژه‌ها که از نظر شکل ممکن است ما را به سمت جنسیت مؤنث هدایت کنند، در واقع جنسیت دیگری دارند.

برای مثال:

das Sofa — مبل

das Gente — ژن / مورد ژنتیکی

der Atlantik — اقیانوس اطلس

der Katholik — کاتولیک

das Mosaik — موزاییک

der Pazifik — اقیانوس آرام

das Abitur — دیپلم پایان دبیرستان

das Futur — آینده

der Purpur — ارغوانی / رنگ ارغوانی

بنابراین هنگام استفاده از قواعد پسوندی باید همیشه احتمال وجود استثنا را در نظر گرفت.


ب) بیشتر اسم‌های ساخته‌شده از فعل با ‎-t مؤنث هستند

بخش بزرگی از اسم‌هایی که از افعال ساخته شده‌اند و به -t ختم می‌شوند، مؤنث هستند.

مثلاً:

die Ankunft
ورود

die Fahrt
سفر / حرکت

die Flucht
فرار

die Macht
قدرت

die Schlacht
نبرد

die Sicht
دید / چشم‌انداز

استثناهای مهم

der Dienst — خدمت

der Durst — تشنگی

der Frost — یخبندان

das Gift — سم

der Verdienst — درآمد / دستمزد

der Verlust — ضرر / فقدان

پس ‎-t نیز یک نشانه مهم است، اما نه یک قانون مطلق.


۱.۱.۷ اسم‌هایی با این پسوندها خنثی هستند

حالا به یکی از مهم‌ترین گروه‌های اسم‌های خنثی می‌رسیم.

‎-chen

تمام اسم‌هایی که با -chen ساخته می‌شوند، خنثی هستند.

das Mädchen
دختر

das Bübchen
پسرک

این قاعده حتی زمانی که اسم به یک انسان مذکر یا مؤنث اشاره می‌کند نیز برقرار است.


‎-lein

اسم‌هایی که با -lein ساخته می‌شوند نیز خنثی هستند:

das Büchlein
کتابچه

das Fräulein
دوشیزه / خانم جوان، با کاربرد قدیمی

قانون بسیار مهم

-chen و -lein → das

این یکی از قوی‌ترین قواعد جنسیت در زبان آلمانی است.


‎-tel

das Viertel
ربع / محله


‎-icht

das Dickicht
بیشه‌زار / انبوه درختان


‎-ma

das Schema
طرح / الگو

das Drama
نمایشنامه / درام


‎-ment

das Appartement
آپارتمان


‎-tum

das Eigentum
مالکیت / دارایی


‎-um

das Album
آلبوم


‎-il

das Ventil
دریچه


‎-it

das Dynamit
دینامیت


اصطلاحات شیمیایی پایان‌یافته به ‎-in

یک نکته جالب وجود دارد: برخی اصطلاحات شیمیایی که به -in ختم می‌شوند، خنثی هستند.

مثلاً:

das Benzin
بنزین

das Protein
پروتئین

این نکته اهمیت دارد، زیرا -in در بسیاری از موارد نشانه اسم مؤنث است، اما در واژه‌های شیمیایی باید مراقب استثناها باشیم.


استثناهای مهم

در این گروه نیز چند واژه خلاف الگو وجود دارد:

der Profi — حرفه‌ای

der Granit — گرانیت

die Firma — شرکت

der Zement — سیمان

der Irrtum — اشتباه

der Reichtum — ثروت

der Konsum — مصرف


۱.۱.۸ برخی پسوندها و پیشوندها فقط سرنخ جنسیت هستند

بعضی پایان‌ها و پیشوندها با جنسیت خاصی ارتباط دارند، اما این ارتباط آن‌قدر قطعی نیست که بتوانیم آنها را قانون بدانیم.

به بیان ساده:

اینها گرایش هستند، نه قوانین قطعی.

پایان‌های -el، -er، -en، -e، -nis و -sal و همچنین پیشوند Ge- می‌توانند برای تشخیص جنسیت سرنخ خوبی باشند.


الف) اسم‌های پایان‌یافته به ‎-el، ‎-er و ‎-en

در مجموع، بیشتر اسم‌هایی که به -el، -er و -en ختم می‌شوند، مذکر هستند؛ حدود ۶۰ درصد.

مثلاً:

der Flügel
بال

der Schatten
سایه

der Fehler
اشتباه

اما در این گروه چند نکته مهم وجود دارد.


اسم‌های ‎-er ساخته‌شده از فعل

تقریباً تمام اسم‌هایی که با -er از فعل ساخته شده‌اند، مذکر هستند.

مثلاً:

der Bäcker
نانوا

der Bohrer
مته / سوراخ‌کننده

der Lehrer
معلم

این الگو بسیار کاربردی است.

مثلاً:

lehren → der Lehrer

یعنی:

تدریس کردن → معلم


سه گروه دیگر

باقی اسم‌های پایان‌یافته به -el، -en و -er را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد.

۱. مصدرهایی که به ‎-en ختم می‌شوند، خنثی هستند

وقتی مصدر فعل به شکل اسم استفاده شود، خنثی است:

das Essen
غذا خوردن / غذا

das Kaffeetrinken
قهوه نوشیدن

مثلاً:

Das Essen ist fertig.
غذا آماده است.

در اینجا Essen از فعل essen ساخته شده است.


۲. حدود ۲۵ درصد اسم‌های ‎-el و ‎-er مؤنث هستند

مثلاً:

die Butter
کره

die Regel
قانون / قاعده

die Wurzel
ریشه

نکته مهم این است که در این گروه، اسم‌های پایان‌یافته به -en قرار نمی‌گیرند.


۳. بخشی از اسم‌های ‎-el، ‎-en و ‎-er خنثی هستند

حدود ۱۵ درصد باقی‌مانده خنثی هستند.

مثلاً:

das Fieber
تب

das Segel
بادبان

das Zeichen
نشانه / علامت

بنابراین برای ‎-el، ‎-er و ‎-en نمی‌توان مانند ‎-chen یا ‎-ung یک قانون قطعی ارائه کرد.


ب) اسم‌های پایان‌یافته به ‎-e

حدود ۹۰ درصد اسم‌هایی که به -e ختم می‌شوند، مؤنث هستند.

مثلاً:

die Biene
زنبور

die Blume
گل

die Bühne
صحنه

die Garage
گاراژ

die Liebe
عشق

die Sahne
خامه

بنابراین:

-e → اغلب die

اما استثناهای مهمی وجود دارد.


استثنای اول: انسان‌ها و حیوانات مذکر

برخی نام‌های مردان و حیوانات نر که به -e ختم می‌شوند، مذکر هستند.

مثلاً:

der Affe
میمون

der Bote
پیک

der Junge
پسر

der Löwe
شیر نر / شیر

پس نباید فقط به پایان ‎-e نگاه کنیم؛ معنی واژه نیز اهمیت دارد.


استثنای دوم: هشت اسم مذکر نامنظم

هشت اسم مهم که به ‎-e ختم می‌شوند، مذکر هستند:

der Buchstabe — حرف الفبا

der Friede — صلح

der Funke — جرقه

der Gedanke — فکر

der Glaube — ایمان / باور

der Name — نام

der Same — دانه

der Wille — اراده

این گروه ارزش حفظ کردن دارد.


دو اسم مذکر دیگر

دو واژه رایج دیگر نیز با وجود پایان ‎-e مذکر هستند:

der Charme
جذابیت

der Käse
پنیر


بیشتر اسم‌های دارای Ge- خنثی هستند

بسیاری از اسم‌هایی که با پیشوند Ge- ساخته شده‌اند، خنثی هستند؛ فرقی نمی‌کند که به -e ختم شوند یا نه.

مثلاً:

das Gebirge
رشته‌کوه / منطقه کوهستانی

das Gefälle
شیب

das Gemüse
سبزیجات

این پیشوند را در ادامه بیشتر بررسی می‌کنیم.


چند اسم خنثی دیگر با ‎-e

برخی واژه‌های دیگر نیز با وجود پایان ‎-e خنثی هستند:

das Auge
چشم

das Ende
پایان

das Erbe
میراث

das Finale
فینال

das Image
وجهه / تصویر ذهنی

das Interesse
علاقه

das Prestige
اعتبار / پرستیژ

das Regime
رژیم / حکومت

das Repertoire
مجموعه آثار / رپرتوار

بنابراین برای اسم‌های پایان‌یافته به ‎-e، بهترین راه این است که:

اول احتمال die را در نظر بگیریم، سپس استثناهای مهم را بشناسیم.


ج) اسم‌های دارای پیشوند Ge-

بسیاری از اسم‌هایی که با Ge- شروع می‌شوند، خنثی هستند.

مثلاً:

das Geäst
شاخه‌ها / شاخ‌وبرگ

das Gebäude
ساختمان

das Gebot
فرمان / حکم

das Gelübde
نذر

das Gesetz
قانون

das Gespräch
گفتگو

اما این قاعده نیز استثناهای مهمی دارد.


استثناهای مربوط به افراد

برخی اسم‌های مربوط به انسان‌ها می‌توانند با Ge- شروع شوند، اما جنسیت آنها بر اساس جنسیت فرد تعیین می‌شود.

مثلاً:

der Gehilfe — دستیار مرد

die Gehilfin — دستیار زن

der Gemahl — شوهر

die Gemahlin — همسر زن

der Genosse — رفیق / عضو حزب

die Genossin — رفیق زن / عضو زن

همچنین:

der Gevatter
پدرخوانده / شخص نزدیک، با کاربرد قدیمی


یازده اسم مذکر مهم با Ge-

چند اسم رایج دیگر نیز با Ge- شروع می‌شوند اما مذکر هستند:

der Gebrauch — استفاده

der Gehorsam — اطاعت

der Geschmack — مزه / سلیقه

der Gedanke — فکر

der Genuss — لذت

der Gestank — بوی بد

der Gefallen — لطف

der Geruch — بو

der Gewinn — سود

der Gehalt — محتوا / حقوق

der Gesang — آواز / آوازخوانی

نکته: Gefallen و Gehalt در معنی‌های دیگری می‌توانند خنثی باشند که جلوتر بررسی می‌کنیم.


اسم‌های مؤنث با Ge-

چند اسم رایج با Ge- نیز مؤنث هستند:

die Gefahr — خطر

die Gebärde — حرکت / حالت بدن

die Gebühr — هزینه / کارمزد

die Geburt — تولد

die Geduld — صبر

die Gemeinde — جامعه محلی / شهرداری

die Geschwulst — ورم / توده

die Geschichte — تاریخ / داستان

die Gestalt — شکل / پیکره

die Gewähr — تضمین

die Gewalt — قدرت / خشونت

بنابراین:

Ge- → معمولاً das، اما استثناهای مهمی دارد.


د) اسم‌های پایان‌یافته به ‎-nis و ‎-sal

حدود ۷۰ درصد اسم‌هایی که به -nis یا -sal ختم می‌شوند، خنثی هستند.

مثلاً:

das Bedürfnis
نیاز

das Ereignis
رویداد

das Erlebnis
تجربه

das Scheusal
موجود نفرت‌انگیز

das Schicksal
سرنوشت

اما حدود ۳۰ درصد مؤنث هستند.

اسم‌های ‎-nis ساخته‌شده از صفت

die Bitternis
تلخی

die Finsternis
تاریکی

اسم‌های ‎-nis ساخته‌شده از افعالی که حالت ذهنی را بیان می‌کنند

die Besorgnis
نگرانی

die Betrübnis
اندوه

چند اسم مؤنث رایج دیگر

die Erkenntnis — شناخت / آگاهی

die Erlaubnis — اجازه

die Kenntnis — دانش / آگاهی

die Mühsal — زحمت / مشقت


هـ) اسم‌های مربوط به اشیا با برخی پسوندهای خارجی

برخی پسوندها که عمدتاً منشأ خارجی دارند، وقتی اسم به اشیا یا مفاهیم غیرانسانی اشاره کند، اغلب با das همراه می‌شوند.

برای مثال:

das Lineal
خط‌کش

das Organ
اندام / سازمان

das Formular
فرم

das Militär
ارتش / نیروهای نظامی

das Adjektiv
صفت

das Sekretariat
دبیرخانه

das Talent
استعداد

das Etikett
برچسب

das Papier
کاغذ

das Büro
دفتر

das Mikrophon
میکروفون

اما اگر همین نوع پسوندها برای نامیدن افراد استفاده شوند، جنسیت اغلب مذکر است.

این نکته را می‌توان به‌صورت ساده چنین به خاطر سپرد:

شیء → اغلب das

شخص → اغلب der

استثناهای مهم

der Kanal — کانال

die Moral — اخلاق

der Skandal — رسوایی

der Altar — محراب

der Kommentar — نظر / تفسیر

der Apparat — دستگاه

der Automat — دستگاه خودکار

der Salat — سالاد

der Senat — سنا

die Manier — شیوه / طرز رفتار

der Kanton — کانتون

die Person — شخص


۱.۱.۹ جنسیت اسم‌های مرکب و مخفف‌ها

الف) اسم‌های مرکب

در زبان آلمانی اسم‌های مرکب بسیار رایج هستند.

یکی از مهم‌ترین قوانین جنسیت این است:

جنسیت اسم مرکب معمولاً از آخرین جزء آن گرفته می‌شود.

مثلاً:

der Fahrplan
Fahr + Plan → برنامه حرکت

چون der Plan مذکر است:

der Fahrplan

همچنین:

die Bushaltestelle
ایستگاه اتوبوس

چون die Haltestelle مؤنث است:

die Bushaltestelle

و:

das Hallenbad
استخر سرپوشیده

چون das Bad خنثی است:

das Hallenbad

فرمول ساده

[جزء اول] + [جزء اصلی پایانی] → جنسیت از جزء پایانی

این یکی از مهم‌ترین قواعدی است که در برخورد با واژه‌های مرکب جدید می‌تواند به زبان‌آموز کمک کند.


استثناهای اسم‌های مرکب

این قانون نیز استثناهایی دارد.

ترکیب‌های ساخته‌شده با Mut

der Mut مذکر است، اما بعضی ترکیب‌های آن مؤنث هستند:

die Anmut — زیبایی / ظرافت

die Armut — فقر

die Demut — فروتنی

die Großmut — بزرگواری

die Langmut — بردباری

die Sanftmut — ملایمت

die Schwermut — اندوه / مالیخولیا

die Wehmut — حسرت / اندوه

بنابراین این گروه را بهتر است به‌صورت واژگان مستقل یاد گرفت.


ب) جنسیت مخفف‌ها

جنسیت یک مخفف (Abkürzung) معمولاً بر اساس واژه کامل آن مشخص می‌شود.

مثلاً:

der HSV

زیرا:

der Hamburger Sportverein

مذکر است.

همچنین:

die CDU

زیرا:

die Christlich-Demokratische Union

مؤنث است.

و:

das BAföG

زیرا:

das Bundesausbildungsförderungsgesetz

خنثی است.

بنابراین اگر مخففی را دیدید و جنسیتش را نمی‌دانستید، می‌توانید ابتدا نام کامل آن را پیدا کنید.


ج) کلمات کوتاه‌شده

کلمات کوتاه‌شده معمولاً جنسیت شکل کامل خود را حفظ می‌کنند.

مثلاً:

der Akku ← Akkumulator

der Krimi ← Kriminalroman

das Labor ← Laboratorium

die Lok ← Lokomotive

die Uni ← Universität

اما یک استثنای جالب:

das Foto

با اینکه شکل کامل آن:

die Fotografie

است، شکل کوتاه‌شده Foto خنثی است.

در آلمانی سوئیس، استفاده از die Foto نیز رایج است.


۱.۱.۱۰ جنسیت واژه‌های قرضی از انگلیسی

ورود گسترده واژه‌های انگلیسی یکی از ویژگی‌های زبان آلمانی مدرن است.

اما وقتی یک واژه انگلیسی وارد زبان آلمانی می‌شود، باید یکی از سه جنسیت دستوری der، die یا das را بگیرد.

چند عامل در تعیین جنسیت این واژه‌ها نقش دارند.


الف) جنسیت بر اساس نزدیک‌ترین معادل آلمانی

بسیاری از واژه‌های انگلیسی جنسیت واژه آلمانی مشابه خود را می‌گیرند.

مثلاً:

der Airbag

بر اساس:

der Sack

یا:

der Airport

بر اساس:

der Flughafen

همچنین:

der Bob
بر اساس der Schlitten

der Lift
بر اساس der Aufzug

der Shop
بر اساس der Laden

der Smog
بر اساس der Nebel

در گروه مؤنث:

die Band
بر اساس die Kapelle

die Box
بر اساس die Büchse

die Crew
بر اساس die Mannschaft

و در گروه خنثی:

das Baby
بر اساس das Kind

das Bike
بر اساس das Fahrrad

das Handy
بر اساس das Telefon


یک واژه با دو جنسیت

گاهی این روش باعث می‌شود یک واژه انگلیسی بسته به معنی، دو جنسیت داشته باشد.

مثلاً:

der Service
خدمات

در این کاربرد با der Dienst ارتباط دارد.

اما:

das Service
سرویس پذیرایی / مجموعه ظروف غذا

با das Geschirr ارتباط دارد.

پس یک واژه قرضی می‌تواند در دو معنی، جنسیت متفاوتی داشته باشد.


ب) پایان یا شکل واژه انگلیسی

گاهی شکل واژه انگلیسی شبیه یک پسوند آلمانی است و همان پسوند جنسیت را تعیین می‌کند.

‎-er → مذکر

der Container

der Computer

der Folder

‎-or → مذکر

der Agitator

der Konduktor

der Rotor

‎-sion / ‎-tion → مؤنث

die Animation

die Supervision

‎-ie → مؤنث

die City

die Lobby

die Publicity

die Party

die Story

‎-ett → خنثی

das Klosett

das Pamphlet

das Ticket

‎-ment → خنثی

das Advertisement

das Realignment

das Treatment


ج) اسم‌های یک‌هجایی انگلیسی ساخته‌شده از فعل

اسم‌های یک‌هجایی انگلیسی که از افعال آمده‌اند، اغلب مذکر هستند.

مثلاً:

der Hit — موفقیت / اثر بسیار محبوب

der Hype — موج تبلیغاتی / هیاهو

der Link — پیوند

der Look — ظاهر

der Raid — حمله / یورش

der Rock — موسیقی راک

der Streik — اعتصاب

der Strip — نوار / استریپ

der Talk — گفت‌وگو


د) اسم‌های ساخته‌شده از افعال عبارتی و ‎-ing

اسم‌هایی که از افعال عبارتی انگلیسی (phrasal verbs) یا شکل -ing ساخته شده‌اند، معمولاً خنثی هستند.

مثلاً:

das Blow-up

das Check-up

das Handout

das Teach-in

و:

das Dumping

das Floating

das Meeting

das Merchandising

اما استثناهایی نیز وجود دارد:

der Fallout

die Holding


هـ) اگر هیچ سرنخ دیگری وجود نداشته باشد

اگر هیچ نشانه دیگری برای تشخیص جنسیت وجود نداشته باشد، اسم‌های انگلیسی یک‌هجایی اغلب مذکر هستند.

مثلاً:

der Chip

der Choke

der Lunch

der Sex

der Spot

der Trend

اما مؤنث و خنثی نیز کم نیستند:

die Bar

die Couch

die Farm

das Match

das Steak

das Team


و) واژه‌هایی که هنوز جنسیت ثابتی ندارند

در زبان آلمانی برخی واژه‌های انگلیسی هنوز به یک جنسیت کاملاً تثبیت‌شده نرسیده‌اند.

برای مثال:

der/das Blackout

der/das Break

der/das Cartoon

der/das Deal

der/die Forehand

der/die Parka

der/das Ketchup

der/das Looping

der/das Poster

der/das Radar

die/das Soda

der/das Jogurt

بنابراین ممکن است دو شکل را در منابع معتبر ببینید.


تفاوت جنسیت در کشورهای آلمانی‌زبان

گاهی حتی کشورهای مختلف آلمانی‌زبان درباره جنسیت یک واژه یکسان توافق ندارند.

مثلاً:

das Blog

در آلمان بسیار رایج است، اما:

der Blog

در اتریش و سوئیس نیز استفاده می‌شود.

مثال دیگر:

die E-Mail

در آلمان رایج است.

اما در سوئیس:

das E-Mail

نیز رایج است.

در اتریش و بخش‌هایی از جنوب آلمان، هر دو جنسیت ممکن است شنیده شوند.

نتیجه مهم

اگر در یک متن آلمانی با جنسیت متفاوت یک واژه مواجه شدید، لزوماً به این معنی نیست که یکی از آنها «غلط» است. تفاوت منطقه‌ای و کاربردی نیز می‌تواند نقش داشته باشد.


۱.۱.۱۱ اسم‌هایی با جنسیت متغیر

برخی اسم‌ها در زبان آلمانی جنسیت کاملاً ثابتی ندارند.

این تفاوت ممکن است به منطقه، کشور، سبک زبانی یا کاربرد تخصصی مربوط باشد.

چند نمونه:

der/die Abscheu
نفرت / انزجار

der/das Aperitif
نوشیدنی پیش از غذا

der/das Barock
باروک

der/das Dschungel
جنگل انبوه

der/das Fakt
واقعیت

der/das Filter
فیلتر

das/der Foto
عکس

das/der Gelee
ژله

das/der Gischt
کف و پاشش آب

das/der Katapult
منجنیق

das/der Kehricht
زباله / خرده‌ریز

der/das Keks
بیسکویت

der/das Knäuel
گلوله درهم‌پیچیده، مثلاً نخ

das/der Liter
لیتر

der/das Meter
متر

der/das Meteor
شهاب

der/das Pyjama
لباس خواب

das/der Radio
رادیو

die/das Soda
سودا

der/das Spargel
مارچوبه

der/das Taxi
تاکسی

der/das Virus
ویروس

این فهرست نشان می‌دهد که در زبان واقعی، جنسیت برخی واژه‌ها می‌تواند انعطاف‌پذیر باشد.


Liter و Meter

دو واژه Liter و Meter نکته جالبی دارند.

از نظر رسمی، به‌خصوص در زبان علمی:

das Liter

das Meter

اما در گفتار روزمره و حتی در برخی متون، شکل مذکر نیز بسیار رایج است:

der Liter

der Meter

در کاربرد نوشتاری سوئیس، شکل مذکر ترجیح داده می‌شود.

بنابراین اگر این دو شکل را دیدید، باید به سبک و منطقه کاربرد نیز توجه کنید.


Teil؛ یک اسم با جنسیت متغیر

کلمه:

der Teil

در بیشتر کاربردها مذکر است.

مثلاً:

Dieser Teil von Deutschland ist sehr schön.
این بخش از آلمان بسیار زیباست.

یا:

Er behielt den größten Teil für sich.
او بزرگ‌ترین بخش را برای خودش نگه داشت.

اما در بعضی عبارت‌های ثابت، شکل خنثی نیز ممکن است دیده شود.

مثلاً:

ich für mein Teil / meinen Teil

das bessere / den besseren Teil wählen

sie trug ihr / ihren Teil dazu bei

er hat sein / seinen Teil getan

در زبان تخصصی نیز das Teil بسیار رایج است و معمولاً به یک قطعه جداشده یا قطعه فنی اشاره می‌کند.

مثلاً:

jedes einzelne Teil
هر قطعه جداگانه

ein defektes Teil
یک قطعه خراب


ترکیب‌های Teil

بیشتر ترکیب‌های ساخته‌شده با Teil مذکر هستند، اما استثناهایی وجود دارد:

das Abteil — کوپه / بخش جداگانه

das Erbteil — سهم ارث

das Einzelteil — قطعه منفرد

das Ersatzteil — قطعه یدکی

das Gegenteil — نقطه مقابل

das/der Oberteil — قسمت بالایی


۱.۱.۱۲ اسم‌هایی که با تغییر جنسیت، معنی‌شان نیز تغییر می‌کند

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های زبان آلمانی این است که در برخی موارد تغییر der، die یا das می‌تواند معنی کلمه را کاملاً تغییر دهد.

یعنی جنسیت فقط یک ویژگی دستوری نیست؛ گاهی می‌تواند باعث تغییر معنای واژه شود.


Band

der Band — جلد / مجلد کتاب

اما:

das Band — نوار، روبان یا پیوند

و در یک کاربرد دیگر:

die Band — گروه موسیقی

مثلاً:

Ich lese den ersten Band.
من جلد اول را می‌خوانم.

اما:

Das Band ist rot.
نوار قرمز است.

و:

Die Band spielt heute Abend.
گروه موسیقی امشب اجرا دارد.


Bulle

der Bulle — گاو نر / پلیس، در زبان محاوره

اما:

die Bulle — فرمان یا سند رسمی پاپ


Bund

der Bund — اتحادیه / پیوند

اما:

das Bund — دسته / بسته، مثلاً یک دسته گل یا سبزی


Ekel

der Ekel — انزجار

اما:

das Ekel — آدم نفرت‌انگیز، در زبان محاوره


Erbe

der Erbe — وارث

اما:

das Erbe — میراث


Flur

der Flur — راهرو / ورودی

اما:

die Flur — کشتزار / مرتع، با کاربرد ادبی یا رسمی


Gefallen

der Gefallen — لطف

اما:

das Gefallen — رضایت / خوشایند بودن

مثلاً:

Kannst du mir einen Gefallen tun?
می‌توانی لطفی در حق من بکنی؟

اما:

Das findet mein Gefallen.
این مورد پسند من است.


Gehalt

der Gehalt — محتوا

اما:

das Gehalt — حقوق / دستمزد

در اتریش، der Gehalt نیز ممکن است برای «حقوق» دیده شود.


Golf

der Golf — خلیج

اما:

das Golf — ورزش گلف


Gummi

der Gummi — پاک‌کن

اما:

das Gummi — لاستیک / ماده لاستیکی


Harz

der Harz — رشته‌کوه هارتس

اما:

das Harz — صمغ / رزین


Heide

der Heide — فرد بت‌پرست / کافر

اما:

die Heide — دشت پوشیده از بوته‌های هِدِر


Hut

der Hut — کلاه

اما:

die Hut — مراقبت / نگهبانی

مثلاً:

auf der Hut sein
مراقب بودن


Junge

der Junge — پسر

اما:

das Junge — بچه حیوان

مثلاً:

der Junge spielt.
پسر بازی می‌کند.

اما:

das Junge der Katze
بچه گربه


Kiefer

der Kiefer — فک

اما:

die Kiefer — درخت کاج


Kunde

der Kunde — مشتری

اما:

die Kunde — خبر / آگاهی، با کاربرد ادبی یا رسمی


Lama

der Lama — لاما، روحانی تبتی

اما:

das Lama — حیوان لاما


Laster

der Laster — کامیون، در زبان محاوره

اما:

das Laster — عادت بد / رذیلت


Leiter

der Leiter — مدیر / رهبر

اما:

die Leiter — نردبان


Mangel

der Mangel — کمبود

اما:

die Mangel — دستگاه اتو / دستگاه غلتکی


Mark

die Mark — مارک، واحد پول

اما:

das Mark — مغز استخوان


Marsch

der Marsch — رژه / مارش

اما:

die Marsch — زمین پست و باتلاقی


Mensch

der Mensch — انسان

اما:

das Mensch — زن، با کاربرد عامیانه و تحقیرآمیز


Messer

der Messer — نقشه‌بردار / اندازه‌گیر

اما:

das Messer — چاقو


Militär

der Militär — نظامی / فرد نظامی

اما:

das Militär — ارتش / نیروهای نظامی


Moment

der Moment — لحظه

اما:

das Moment — عامل تعیین‌کننده


Otter

der Otter — سمور آبی

اما:

die Otter — افعی


Pack

der Pack — بسته

اما:

das Pack — جماعت پست / اراذل، با کاربرد تحقیرآمیز


Pony

der Pony — چتری مو

اما:

das Pony — پونی / اسب کوچک


Schild

der Schild — سپر

اما:

das Schild — تابلو / پلاک / علامت


See

der See — دریاچه

اما:

die See — دریا

این یکی از معروف‌ترین مثال‌های تغییر معنی با تغییر جنسیت است:

der Bodensee
دریاچه کنستانس

اما:

die See
دریا


Steuer

die Steuer — مالیات

اما:

das Steuer — فرمان / سکان


Stift

der Stift — خودکار / قلم؛ همچنین جوانک در کاربرد محاوره‌ای

اما:

das Stift — مؤسسه / بنیاد / خانه نگهداری، در برخی کاربردها


Tau

der Tau — شبنم

اما:

das Tau — طناب ضخیم


Tor

der Tor — احمق، در کاربرد ادبی

اما:

das Tor — دروازه


Verdienst

der Verdienst — درآمد / دستمزد

اما:

das Verdienst — شایستگی / افتخار / دستاورد


Wehr

die Wehr — دفاع

اما:

das Wehr — سد یا بند انحرافی آب


نکته طلایی این بخش

در زبان آلمانی، اگر با یک واژه ناشناخته روبه‌رو شدید، گاهی تغییر حرف تعریف می‌تواند معنای آن را تغییر دهد.

بنابراین هنگام یادگیری واژه‌های چندمعنایی، فقط ترجمه فارسی را حفظ نکنید.

مثلاً این سه مورد را جداگانه یاد بگیرید:

der See = دریاچه

die See = دریا

و:

der Schild = سپر

das Schild = تابلو

این روش از اشتباهات زیادی در هنگام خواندن و ترجمه جلوگیری می‌کند.


۱.۱.۱۳ مشکلات تطابق جنسیت

یکی از دشوارترین بخش‌های جنسیت در زبان آلمانی زمانی ایجاد می‌شود که جنسیت دستوری اسم با جنسیت طبیعی فرد مطابقت نداشته باشد.

مثلاً:

das Mädchen
دختر

از نظر دستوری خنثی است، اما از نظر طبیعی مؤنث است.

در چنین مواردی، باید بدانیم ضمیر یا صفت بعدی باید از کدام جنسیت پیروی کند.


الف) ضمیر در زبان رسمی

در زبان آلمانی رسمی و نوشتاری، ضمیرها معمولاً با جنسیت دستوری اسم هماهنگ می‌شوند، نه جنسیت طبیعی فرد.

مثلاً:

Wir suchen eine männliche Fachkraft. Sie muss im Besitz eines Führerscheins sein.

ترجمه:

ما به دنبال یک نیروی متخصص مرد هستیم. او باید گواهینامه رانندگی داشته باشد.

در اینجا Fachkraft از نظر دستوری مؤنث است:

die Fachkraft

بنابراین ضمیر:

sie

استفاده می‌شود.

مثال دیگر:

eines der Mitglieder dieses Vereins

یعنی:

یکی از اعضای این انجمن

واژه Mitglied خنثی است:

das Mitglied


مثال با Person

Ich kann mich jedoch an keine Person erinnern, die in dem so benannten Vorort wohnte.

ترجمه:

با این حال، نمی‌توانم هیچ شخصی را به یاد بیاورم که در آن حومه با این نام زندگی می‌کرد.

Person مؤنث است:

die Person

بنابراین ضمیر موصولی:

die

آمده است.


Mädchen؛ یکی از مهم‌ترین مثال‌ها

واژه:

das Mädchen

از نظر دستوری خنثی است.

بنابراین در زبان رسمی و از نظر دستوری می‌توان گفت:

Es war einmal ein Mädchen aus Alaska, das Sängerin in einem Club in San Diego war.

ترجمه:

روزی دختری از آلاسکا بود که در یک باشگاه در سن‌دیگو خواننده بود.

در اینجا:

das Mädchen → das

بر اساس جنسیت دستوری آمده است.


اما در زبان واقعی همیشه این قانون به‌طور کامل رعایت نمی‌شود

این قاعده در گفتار روزمره همیشه به‌صورت کاملاً ثابت رعایت نمی‌شود.

در زبان محاوره، وقتی درباره یک انسان صحبت می‌کنیم، جنسیت طبیعی فرد اغلب بر جنسیت دستوری غلبه می‌کند.

مثلاً:

Das Mädchen da drüben? Sie hat doch rotes Haar!

ترجمه طبیعی:

آن دختر آنجاست؟ موهای قرمز دارد!

با اینکه:

Mädchen = das

در جمله دوم از:

sie

استفاده شده، زیرا مشخص است که درباره یک دختر صحبت می‌کنیم.


هرچه ضمیر از اسم دورتر باشد، جنسیت طبیعی مهم‌تر می‌شود

این موضوع به‌خصوص در جمله‌های طولانی یا وقتی ضمیر در جمله یا بند دیگری قرار گرفته باشد، بیشتر دیده می‌شود.

مثلاً:

Das junge Mädchen ist gestern Abend angekommen. Sie ist sehr liebenswürdig.

ترجمه:

دختر جوان دیشب رسید. او بسیار مهربان است.

در جمله دوم، استفاده از sie کاملاً طبیعی است.


یک مثال دیگر

Sie stürzten sich auf das Mädchen, das in der Ecke stand, und drohten ihr mit Erschießen.

ترجمه:

آنها به دختری که در گوشه ایستاده بود حمله کردند و او را به تیراندازی تهدید کردند.

اینجا:

das Mädchen

از نظر دستوری خنثی است، اما:

ihr

بر اساس جنسیت طبیعی دختر آمده است.


Fräulein

واژه Fräulein نیز از نظر دستوری خنثی است:

das Fräulein

اگر به‌تنهایی استفاده شود، ضمیر خنثی به کار می‌رود:

das Fräulein, das ihn bediente

یعنی:

دوشیزه‌ای که به او خدمت کرد.

اما اگر همراه نام خانوادگی بیاید، ضمیر مؤنث استفاده می‌شود:

Fräulein Müller, die mich gestern bediente

یعنی:

خانم/دوشیزه مولر که دیروز به من خدمت کرد.

البته نکته مهم این است که Fräulein در آلمانی امروزی تقریباً دیگر برای خطاب کردن زنان استفاده نمی‌شود و کاربرد آن قدیمی محسوب می‌شود.


ب) ضمایر خنثی برای افراد مذکر و مؤنث

در برخی ساختارها، ضمیر خنثی می‌تواند به افراد مذکر و مؤنث اشاره کند، به‌خصوص وقتی ساختار جمله ایجاب کند که یک مرجع مشترک و دستوری داشته باشیم.

مثلاً:

Sie stehen eine Weile schweigend, jedes die Hand auf der Schulter des anderen.

ترجمه روان:

آنها مدتی در سکوت ایستادند، هرکدام دستش را روی شانه دیگری گذاشته بود.

در اینجا jedes به شکل خنثی آمده است.


ج) صفت‌ها و تعیین‌کننده‌ها همیشه از جنسیت دستوری پیروی می‌کنند

این نکته بسیار مهم است:

صفت‌ها و تعیین‌کننده‌ها با جنسیت دستوری اسم هماهنگ می‌شوند.

مثلاً:

ein junges Mädchen

یعنی:

یک دختر جوان

چون:

Mädchen = das

می‌گوییم:

ein junges Mädchen

نه:

❌ eine junge Mädchen

مثال دیگر:

das unartige Bübchen

یعنی:

پسرک بازیگوش

و:

eine männliche Person

یعنی:

یک شخص مذکر

در اینجا Person مؤنث است و بنابراین:

eine männliche Person

به کار می‌رود.


حتی با Fräulein + نام نیز صفت از جنسیت دستوری پیروی می‌کند

مثلاً در ابتدای یک نامه ممکن است ساختار زیر دیده شود:

Liebes Fräulein Müller

از نظر دستوری Fräulein خنثی است، بنابراین:

liebes

آمده است.

البته همان‌طور که گفتیم، این شیوه خطاب امروزه بسیار قدیمی و غیرمعمول است.


د) نام‌های شخصی با ‎-chen و ‎-lein نیز خنثی هستند

اگر نام یک فرد با -chen یا -lein ساخته شده باشد، از نظر دستوری خنثی رفتار می‌کند.

مثلاً:

Unser kleines Fritzchen spielt mit seiner Modelleisenbahn.

ترجمه:

فریتس کوچولوی ما با قطار اسباب‌بازی‌اش بازی می‌کند.

در اینجا:

Fritzchen

به دلیل -chen خنثی است و بنابراین:

unser kleines Fritzchen

آمده است.

مثال دیگر:

Das Mariechen konnte gestern nicht schlafen. Es dachte an seine kranke Mutter.

ترجمه:

ماری کوچولو دیشب نتوانست بخوابد. او به مادر بیمارش فکر می‌کرد.

در اینجا نیز از نظر دستوری:

das Mariechen → es

استفاده شده است.


اما در گفتار روزمره ممکن است جنسیت طبیعی غلبه کند

در گفتار، به‌خصوص در زبان محاوره، ممکن است برای چنین نام‌هایی نیز از ضمایر متناسب با جنسیت طبیعی فرد استفاده شود.

همچنین در برخی مناطق جنوب آلمان، استفاده از ضمیر خنثی برای اشاره به دختران کم‌سن‌وسال در گذشته رایج بوده و هنوز ممکن است در مناطق روستایی شنیده شود.

این کاربرد معمولاً می‌تواند نشانه محبت و صمیمیت باشد.


جمع‌بندی قسمت سوم

در این قسمت یکی از مهم‌ترین روش‌های تشخیص جنسیت اسم‌های آلمانی را بررسی کردیم: شکل و پایان اسم.

مهم‌ترین الگوهایی که ارزش حفظ کردن دارند:

مذکر — der

-ant → der Konsonant
-ast → der Kontrast
-ich → der Teppich
-ig → der Essig
-ismus → der Sozialismus
-ling → der Liebling
-or → der Motor
-us → der Rhythmus

مؤنث — die

-a → die Villa
-in → die Freundin
-anz/-enz → die Eleganz
-schaft → die Botschaft
-ei → die Bücherei
-tion/-sion → die Revolution / die Explosion
-heit/-keit → die Gesundheit / die Heiterkeit
-tät → die Universität
-ie → die Biologie
-ung → die Bedeutung
-ik → die Panik
-ur → die Natur

خنثی — das

-chen → das Mädchen
-lein → das Büchlein
-tel → das Viertel
-icht → das Dickicht
-tum → das Eigentum
-ma → das Drama
-ment → das Appartement
-um → das Album
-il → das Ventil
-it → das Dynamit

اما مهم‌تر از همه، این سه نکته را به خاطر بسپارید:

۱. پسوندها سرنخ هستند، نه همیشه قانون قطعی.

۲. در اسم‌های مرکب، جنسیت معمولاً از آخرین جزء گرفته می‌شود.

der Fahrplan
die Bushaltestelle
das Hallenbad

۳. جنسیت دستوری و جنسیت طبیعی همیشه یکی نیستند.

مثلاً:

das Mädchen
دختر

das Kind
کودک

die Person
شخص

و این تفاوت در انتخاب ضمیر، صفت و حرف تعریف اهمیت زیادی دارد.


یک روش بسیار کاربردی برای یادگیری جنسیت اسم‌ها

اگر بخواهیم تمام این قواعد را به یک روش ساده برای زبان‌آموز تبدیل کنیم، بهتر است هنگام دیدن یک اسم جدید این ترتیب را در ذهن داشته باشیم:

۱. آیا معنی اسم سرنخی درباره جنسیت می‌دهد؟

۲. آیا اسم پسوند مشخصی دارد؟

۳. آیا اسم مرکب است؟

۴. آیا واژه قرضی یا مخفف است؟

۵. آیا جزء پایانی اسم جنسیت آن را مشخص می‌کند؟

۶. آیا واژه از استثناهای شناخته‌شده است؟

و در نهایت، اگر هنوز مطمئن نبودیم، بهترین کار این است که اسم را همراه با حرف تعریف آن یاد بگیریم.

مثلاً:

❌ Universität = دانشگاه

بلکه:

✅ die Universität = دانشگاه

و:

❌ Mädchen = دختر

بلکه:

✅ das Mädchen = دختر

و:

❌ Motor = موتور

بلکه:

✅ der Motor = موتور

این روش باعث می‌شود جنسیت اسم به‌عنوان بخشی از خود واژه در ذهن ذخیره شود.